نحوه صحبت با کودکان درباره جنگ، اعتراضات و اخبار ترسناک
این روزها که جامعه درگیر اعتراضات، تنشها و انتشار مداوم اخبار نگرانکننده است، فقط بزرگترها نیستند که تحت فشار روحی قرار میگیرند؛ کودکان نیز در این فضا دچار سردرگمی، ترس و اضطراب میشوند و بیش از همیشه به همراهی و توضیح درست والدین نیاز دارند. سرعت انتشار اطلاعات، شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای بزرگسالان باعث میشود حتی اگر والدین تلاش کنند فرزندانشان را از موضوعات سختی مانند جنگ، خشونت، بلایای طبیعی یا اعتراضات دور نگه دارند، باز هم کودکان بهنوعی با این واقعیتها روبهرو شوند. پرسش مهم اینجاست که آیا باید این موضوعات را کاملاً از کودکان پنهان کرد یا بهتر است به شیوهای درست و متناسب با سن آنها دربارهشان صحبت کنیم؟ بسیاری از متخصصان روانشناسی کودک معتقدند گفتوگوی آگاهانه، صادقانه و حمایتگرانه با کودکان میتواند نهتنها از اضطراب آنها بکاهد، بلکه به رشد عاطفی و فکریشان نیز کمک کند.
صحبت با کودکان درباره جنگ و اعتراضات
جنگ، اعتراضات و درگیریهای جهانی تنها رویدادهای سیاسی نیستند؛ این اتفاقات احساسات عمیقی مانند ترس، خشم، غم و نگرانی را در بزرگسالان و کودکان برمیانگیزند. والدین در چنین شرایطی با چالشی دوگانه روبهرو میشوند: از یک سو باید احساسات خود را مدیریت کنند و از سوی دیگر مسئولیت دارند به فرزندشان کمک کنند تا آنچه را میشنود یا میبیند درک کند و با احساساتش کنار بیاید. سکوت یا طفره رفتن از پاسخ دادن همیشه راهحل مناسبی نیست، زیرا کودک ممکن است اطلاعات ناقص یا اغراقآمیز را از منابع دیگر دریافت کند و همین موضوع میتواند ترس او را بیشتر کند.
یکی از مهمترین اصول در این مسیر، گوش دادن فعال به کودک است. اگر کودک تمایل دارد درباره موضوعی صحبت کند یا سؤالی بپرسد، والدین باید با حوصله و بدون قضاوت به او گوش دهند. گاهی کودکان بهطور مستقیم سؤال نمیکنند، اما از طریق بازی، نقاشی یا داستانپردازی نگرانیهایشان را نشان میدهند. توجه به این نشانهها میتواند پنجرهای به دنیای درونی آنها باز کند. مهم است که والدین تصور نکنند دقیقاً میدانند کودک چه احساسی دارد؛ بلکه باید اجازه دهند خود کودک احساسش را بیان کند.
بیان احساسات توسط والدین نیز نقش مهمی دارد. زمانی که پدر یا مادر به شکلی آرام و کنترلشده از نگرانی یا ناراحتی خود صحبت میکند، به کودک نشان میدهد که داشتن احساسات منفی طبیعی است و میتوان به شیوهای سالم با آنها کنار آمد. این کار نوعی الگو بودن برای کودک محسوب میشود. در عین حال، نباید بار احساسی بیش از حد روی کودک گذاشت یا او را تبدیل به تکیهگاه عاطفی بزرگسال کرد.
موضوع مهم دیگر، انتخاب زمان و مکان مناسب برای گفتگو است. صحبت درباره جنگ یا رویدادهای ترسناک نباید در شرایط پراسترس، شلوغ یا زمانی که کودک خسته است انجام شود. محیطی آرام و امن به کودک کمک میکند بهتر گوش دهد و سؤالهایش را مطرح کند. همچنین توضیحات باید متناسب با سن و مرحله رشدی کودک باشد. برای کودکان خردسال، تأکید بر امنیت و اطمینانبخشی مهمتر از جزئیات سیاسی یا تاریخی است. در مقابل، کودکان بزرگتر ممکن است به توضیحات منطقیتر و دقیقتری نیاز داشته باشند.

بسیاری از والدین نگراناند که اگر پاسخ همه سؤالها را ندانند چه کنند. واقعیت این است که لازم نیست والدین همه جوابها را بدانند. صداقت در گفتن «نمیدانم، اما میتوانیم با هم بررسی کنیم» بهتر از ارائه پاسخ نادرست است. آنچه اهمیت دارد ایجاد حس امنیت و اطمینان در کودک است؛ اینکه بداند بزرگترها مراقب او هستند و تلاش میکنند شرایط را مدیریت کنند.
در دنیای رسانهمحور امروز، کنترل میزان مواجهه کودک با اخبار و شبکههای اجتماعی اهمیت زیادی دارد. تصاویر و ویدئوهای خشن یا تیترهای اغراقآمیز میتوانند اضطراب کودک را چند برابر کنند. محدود کردن زمان تماشای اخبار، خاموش کردن تلویزیون در لحظات بحرانی و توضیح دادن درباره ماهیت اغراقآمیز برخی رسانهها بهویژه برای کودکان بزرگتر ضروری است. والدین هنگام صحبت با کودکان درباره جنگ باید به آنها بیاموزند که هر آنچه در اینترنت یا شبکههای اجتماعی میبینند، لزوماً دقیق، کامل یا بدون اغراق نیست.
همچنین لازم است والدین به نشانههای رفتاری کودک توجه کنند. گوشهگیری، بیخوابی، کابوس دیدن، کاهش اشتها، عصبانیت ناگهانی یا نگرانیهای مداوم میتواند نشاندهنده فشار روانی باشد. در چنین شرایطی گفتوگو، بازی درمانی، نقاشی یا حتی مشاوره با روانشناس کودک میتواند کمککننده باشد. گاهی کودکان خاطرات یا ترسهای قبلی را با شنیدن اخبار جنگ دوباره تجربه میکنند و نیاز به حمایت بیشتری دارند.
یکی دیگر از توصیههای مهم متخصصان این است که والدین الگوی آرامش و مراقبت از خود باشند. کودکان بیش از آنکه به کلمات گوش دهند، رفتار بزرگترها را میبینند. اگر والدین دائماً در حال دنبال کردن اخبار، اضطراب شدید یا بحثهای تنشزا باشند، کودک نیز ناخواسته همان احساسات را جذب میکند. در مقابل، وقتی خانواده زمانی را به استراحت، طبیعتگردی، بازی، ورزش یا فعالیتهای هنری اختصاص میدهد، فضای روانی خانه آرامتر میشود و کودک احساس امنیت بیشتری میکند.
استفاده از کتابها و داستانها نیز ابزار مؤثری برای توضیح موضوعات دشوار است. کتابهای مناسب سن کودک درباره احساسات، صلح، از دست دادن یا ترس میتوانند به او کمک کنند مفاهیم پیچیده را سادهتر درک کند. داستانها این امکان را میدهند که کودک بدون قرار گرفتن مستقیم در معرض خبرهای تلخ، با موضوعات آشنا شود و درباره آنها صحبت کند.
در نهایت، شاید مهمترین اصل این باشد که اجازه دهیم کودکان، کودک بمانند. در کنار تمام تلاشها برای آگاهیبخشی و حمایت عاطفی، نباید شادی، بازی و خلاقیت از زندگی آنها حذف شود. حتی در زمانهای نگرانکننده، کودکان به خنده، دویدن، بازی کردن و خیالپردازی نیاز دارند. محافظت از کودکی آنها به معنای نادیده گرفتن واقعیت نیست، بلکه یعنی ایجاد تعادل میان آگاهی و امنیت روانی.
جمعبندی این دیدگاهها نشان میدهد که والدین نمیتوانند رویدادهای جهانی یا اخبار تلخ را کنترل کنند، اما میتوانند شیوه مواجهه خانواده با این اخبار را مدیریت کنند. صحبت با کودکان درباره جنگ، گوش دادن بدون قضاوت، حفظ آرامش و فراهم کردن فضای امن عاطفی، ابزارهایی هستند که به کودکان کمک میکنند دنیا را بهتر بفهمند بدون آنکه احساس ناامنی یا ترس شدید بر آنها غلبه کند. چنین رویکردی نهتنها به سلامت روان کودک کمک میکند، بلکه زمینهساز پرورش نسلی آگاهتر، همدلتر و صلحجوتر در آینده خواهد بود.

تصاویر نویسندگان دیدگاه از Gravatar گرفته میشود.